تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

مهدی یاران - تشرف ازدی در غیبت صغری
امروز برای آمدنت دست بکارم تا فردا آغوش گرمت را بیشتر احساس کنم

تشرف ازدی در غیبت صغری

دوشنبه 30 مرداد 1391 07:58 ب.ظ

نویسنده : مهدی یار
ارسال شده در: آقا پسرها بخوانند و دختر خانم ها ، تشرفی عجیب و مظلومیتی عجیب تر ، منتظران ظهور ،

در ادامه مطلب

ازدی می گوید: من مشغول طواف خانه خدا بودم .شش دور رفتم و قصد داشتم دور هفتم را شروع كنم كه ناگاه چشمم به حلقه ای از مردم افتاد كه در طرف راست كعبه بودند! جوانی خوشرو و خوشبو با مهابت تمام نزد ایشان ایستاده و صحبت می فرمود, به طوری كه بهتر از سخن او و دلنشین تر از گفتارش نشنیده بودم .
نزدیك رفتم كه با او صحبت كنم , اما ازدحام جمعیت مانع از نزدیكی به او گردید.از مردی پرسیدم : این جوان كیست ؟ گـفـت : پسر رسول خدا (ص ) است , كه سا ی یك بار برای خواص (دوستان خصوصی ) خود ظاهر می شود و برای آنها حدیث می فرماید.وقـتـی ایـن مـطـلـب را شنیدم , خود را به او رسانده و عرض كردم : مولاجان , من برای هدایت به خدمت شما آمده ام و می خواهم مرا راهنمایی كنید.تا این گفته را شنیدند, دست بردند و از سنگریزه های مسجد برداشتند و به من دادند.وقتی به آن نـگـاه كردم , دیدم تكه طلایی است .بعد از آن كه این موضوع عجیب رامشاهده كردم , براه افتادم .نـاگـاه دیدم آن بزرگوار پشت سر من آمدند و به من فرمودند:حجت بر تو ثابت شد و حق برایت ظاهر گردید و كوری از چشم تو رفت .
آیا مراشناختی ؟ عرض كردم : نه , نشناختم .
فرمود: منم مهدی .
منم قائم زمان .
منم آن كه زمین را پر از عدل و داد می كنم , همان طوری كه از ظلم و ستم پر شده باشد, به درستی كه زمین از حجت خا ی نخواهد بودو خدای تعا ی مردم را در حیرت و سرگردانی رها نمی كند.بعد هم فرمودند: آنچه را كه دیدی نزد تو امانت است , آن را برای برادران مؤمنت نقل كن.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 مرداد 1391 08:27 ب.ظ



اسلایدر