تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

مهدی یاران - حكایت ملاقات استرآبادی با امام زمان علیه السلام
امروز برای آمدنت دست بکارم تا فردا آغوش گرمت را بیشتر احساس کنم

حكایت ملاقات استرآبادی با امام زمان علیه السلام

پنجشنبه 11 خرداد 1391 05:38 ق.ظ

نویسنده : مهدی یار
ارسال شده در: منتظران ظهور ، تشرفی عجیب و مظلومیتی عجیب تر ، آقا پسرها بخوانند و دختر خانم ها ، مهدیار ،

حكایت ملاقات استرآبادی با امام زمان علیه السلام

حـكـایـت شـشـم ـ قـصـه امـیر اسحاق استرآبادی است : و این قصه را علامه مجلسی در  بـحـار  نـقـل كرده از والد خود، و حقیر به خط والد ایشان جناب آخوند ملا محمّد تقی رحمه اللّه دیدم در پشت دعای معروف به  حرز یمانی  قصه را مبسوطتر از آنچه در آنـجـا اسـت بـا اجـازه بـرای بـعـضـی و مـا تـرجـمـه صـورت آن را نقل می كنیم .....


بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اَلْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ الصَّلوةُ عَلی اَشْرَفِ الْمُرْسَلینَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الطّاهِرینَ وَ بَعْدُ  .
پـس بـه تـحقیق كه التماس كرد از من سید نجیب ادیب حسیب زیده سادات عظام و نقبای كرام امـیـر محمّد هاشم ـ ادام اللّه تعالی تاءییده بجاه محمّد و آله الا قدسین ـ كه اجازه دهم برای او  حـرز یمانی  كه منسوب است به امیرالمؤ منین و امام المتقین و خیرالخلائق بعد النـبـیـیـن ـ صـلوات اللّه و سـلامـه عـلیـهما ما دامت الجنة الماءوی الصالحین ـ پس اجازه دادم بـرای او ـ دام تـاءیـیـده ـ و ایـنكه روایت كند این دعا را از من به اسناد من از سید عابد زاهد امـیـر اسـحـاق اسـتـرآبـادی كـه مـدفـون اسـت بـه قـرب سـیـد شـبـاب اهـل الجـنة اجمعین ـ كربلا ـ از مولای ما و مولی الثقلین خلیفة اللّه تعالی صاحب العصر و الزمـان  صـَلَواتُ اللّهِ وَ سَلامُه عَلَیه وَ عَلی آبائِهِ الاَقْدَسین  و سید گفت كه من مـانـده شـدم در راه مكه پس عقب افتادم از قافله و ماءیوس شدم از حیات و بر پشت خوابیدم مـانـنـد مـحتضر و شروع كردم در خواندن شهادت كه ناگاه دیدم بالای سر خود مولای ما و مـولی العـالمـیـن خـلیـفـة اللّه عـلی النـاس اجـمعین را، پس فرمود: برخیز ای اسحاق ! پس بـرخـاسـتم و من تشنه بودم پس ‍ مرا سیراب نمود و به ردیف خود سوار نمود پس شروع نـمـودم به خواندن این حرز و آن جناب اصلاح می كرد آن را تا آنكه تمام شد ناگاه دیدم خـود را در ابطح پس از مركب فرود آمدم و آن جناب غائب شد و قافله بعد از نه روز رسید و شـهـرت كـرد بـین اهل مكه كه من به طی الارض آمدم پس خود را پنهان نمودم بعد از ادای مناسك حج .
و ایـن سـیـد حـج كرده پیاده چهل مرتبه و چون مشرف شدم در اصفهان به خدمت او در زمانی كـه از كربلا آمده بود به قصد زیارت مولی الكونین الامام علی بن موسی الرضا علیه السـلام و در ذمـه او مهر زوجه اش بود هفت تومان و این مقدار داشت كه در نزد كسی بود از سـكنه مشهدی رضوی . پس در خواب دید كه اجلش نزدیك شده پس گفت كه من مجاور بودم در كربلا پنجاه سال برای اینكه در آنجا بمیرم و می ترسم كه مرا مرگ در رسد در غیر آن مكان ، پس چون مطلع شد بر حال او بعضی از اخوان ما آن مبلغ را ادا نمود و فرستاد با او بعضی از اخوان فی اللّه ما را، پس او گفت كه چون سید رسید به كربلا و دین خود را ادا نـمـود مـریـض شـد و در روز نـهـم فـوت شـد و در منزل خود دفن گردید. و دیدم امثال این كرامات را از او در مدت اقامت او در اصفهان و برای مـن از بـرای ایـن دعـا اجـازات بـسـیـار اسـت و اقـتـصار كرد بر همان و مرجو از او است ـ دام تـاءئیـده ـ كـه مـرا فـرامـوش نـكـنـد در مـظـان استجابت دعوات و التماس می كنم از او كه نـخواهند این دعا را مگر از برای خداوند تبارك و تعالی و نخواهند برای هلاك كردن دشمن خـود اگـر ایـمـان دارد هـر چند فاسق باشد یا ظالم و اینكه نخواند برای جمع دنیای دنیّه بـلكـه سزاوار است كه بوده باشد خواندن آن از برای تقرب به سوی خداوند تبارك و تعالی و برای دفع ضرر شیاطین انس و جن از او و از جمیع مؤ منین اگر ممكن است او را نیت قـربـت در این مطلب وگرنه پس اولی ترك جمیع مطلب است غیر از قرب جناب حق تعالی شاءنه .
نـَمـَقـَهُ بـِیـُمـنـاهُ الدّاثـرة اَحـْوَجُ الْمـَرْبـُوبـیـنَ إِلی رَحـْمَةِ رَبِّهِ الْغِنِیِّ مُحَمَّد تقی بْنِ الْمـَجـْلِسـی الاِصـْبـَهـانـی حـامـِدا للّهِ تـَعـالی وَ مُصلِّیا عَلی سَیّد الاَنْبیاءِ وَ اَوْصِیائِهِ الْنُّجَباء الاَصْفِیاءِ انتهی  .(125)
و خـاتـم العـلمـاء المـحـدثـیـن شـیـخ ابـوالحـسـن تـلمـیـذ عـلامـه مـجلسی در اواخر مجلد  صـیـاءالعـالمـیـن  ایـن حـكـایـت را از اسـتـادش از والدش نقل كرده تا ورود سید به مكه آنگاه گفته كه والد شیخ من گفت كه پسر من این نسخه دعا را از او گرفتم بر تصحیح و اجازه داد به من روایت كردن از آن امام علیه السلام و او نیز به فرزند خود اجازه داد كه شیخ مذكور من بود ـ طاب ثراه ـ و آن دعا از جمله اجازات شیخ مـن بـود برای من و من حال چهل سال است كه می خوانم آن را و از آن خیر بسیار دیدم . آنگاه قـصـه خـواب سـیـد را نـقـل كـرده كـه بـه او در خـواب گـفـتـنـد كـه تعجیل كن رفتن به كربلا را كه مرگ تو نزدیك شده و این دعا به نحو مذكور موجود است در جلد نوزدهم  بحارالانوار  .(126)
        منابع : 125  بحارالانوار  52/175 ـ 176.
126  نجم الثاقب  ص 477 ـ 479.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



اسلایدر