تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

مهدی یاران - صحیفه سجادیه هدیه امام زمان علیه السلام
امروز برای آمدنت دست بکارم تا فردا آغوش گرمت را بیشتر احساس کنم

صحیفه سجادیه هدیه امام زمان علیه السلام

دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 08:46 ق.ظ

نویسنده : مهدی یار

قصه مرحوم آخوند ملا محمّد تقی مجلسی است : و آن چنان است كه در  شرح من لایحضر الفقیه  در ضمن احوال مـتـوكـل بـن عـمـیـر راوی  صـحـیـفـه كـامـله سـجـادیـه  ذكـر نـمـوده كـه مـن در اوائل بلوغ طالب بودم مرضات خداوندی را و ساعی بودم در طلب رضای او و مرا از ذكر جـنـابـش قراری نبود تا آنكه.....

 دیدم در میان بیداری و خواب كه صاحب الزمان علیه السلام ایـسـتاده در مسجد جامع قدیم كه در اصفهان است قریب به در طنابی كه الان مدرس من است پس سلام كردم بر آن جناب و قصد كردم كه پای مباركش را ببوسم پس نگذاشت و گرفت مـرا پـس بـوسـیـدم دسـت مـبـاركـش را و پـرسـیـدم از آن جـنـاب مـسـایـلی را كـه مـشكل شده بود بر من ، یكی از آنها این بود كه من وسوسه داشتم در نماز خود و می گفتم كـه آنـهـا نـیـسـت بـه نـحـوی كـه از مـن خـواسـتـه انـد و مـن مـشـغـول بـودم بـه قـضـاء و مـیـسـر نـبـود بـرای مـن نـمـاز شـب و سـؤ ال كـردم از شـیـخ خـود شـیـخ بهائی رحمه اللّه از حكم آن پس ‍ گفت به جای آور یك نماز ظـهـر و عـصـر و مـغـرب بـه قـصـد نـمـاز شـب و مـن چـنـیـن مـی كـردم پـس سـؤ ال كـردم از حـضـرت حـجت علیه السلام كه من نماز شب بكنم ؟ فرمود: بكن و به جا نیاور مانند آن نماز مصنوعی كه می كردی و غیر اینها از مسایلی كه در خاطرم نماند، آنگاه گفتم : ای مـولای مـن ! مـیـسر نمی شود برای من كه برسم به خدمت جناب تو در هر وقتی ، پس عـطـا كـن به من كتابی كه همیشه عمل كنم بر آن ، پس فرمود كه من عطا كردم به جهت تو كتابی به مولا محمّد تاج و من در خواب او را می شناختم ، پس فرمود برو بگیر آن كتاب را از او.

پس بیرون رفتم از در مسجدی كه مقابل روی آن جناب بود به سمت دار بطیخ كه محله ای اسـت از اصـفـهـان پـس چون رسیدم به آن شخص و مرا دید گفت : تو را صاحب الا مر علیه السـلام فـرسـتـاده نـزد مـن ؟ گـفـتـم : آری ! پـس بـیـرون آورد از بـغـل خـود كتاب كهنه ای چون باز كردم آن را ظاهر شد برای من كه آن كتاب دعا است پس ‍ بـوسـیـدم آن را و بـر چـشـم خـود گـذاشـتـم و برگشتم از نزد او و متوجه شدم به سوی حضرت صاحب الا مر علیه السلام كه بیدار شدم و آن كتاب با من نبود پس شروع كردم در تـضـرع و گـریـه و نـاله بـه جـهت فوت آن كتاب تا طلوع فجر پس چون فارغ شدم از نماز و تعقیب و در دلم چنین افتاده بود كه مولا محمّد همان شیخ بهائی است و نامیدن حضرت او را بـه تـاج به جهت اشتهار اوست در میان علما، پس چون رفتم به مدرس او كه در جوار مسجد جامع بود دیدم او را كه مشغول است به مقابله  صحیفه كامله  و خواننده سید صالح امیر ذوالفقار گلپایگانی بود پس ساعتی نشستم تا فارغ شد از آن كار و ظاهر آن بـود كـه كـلام ایـشـان در سـنـد صـحیفه بود لكن به جهت غمی كه بر من ستولی بود نـفـهـمیدم سخن او و سخن ایشان را و من گریه می كردم پس رفتم نزد شیخ و خواب خود را بـه او گـفـتـم و گـریه می كردم به جهت فوت كتاب پس شیخ گفت : بشارت باد تو را بـه علوم الهیه و معارف یقینیه و تمام آنچه همیشه می خواستی و بیشتر صحبت من با شیخ در تـصـوف بـود و او مـایل بود به آن پس قلبم ساكن نشد و بیرون رفتم با گریه و تـفـكـر تا آنكه در دلم افتاد كه بروم به آن سمتی كه در خواب به آنجا رفتم پس چون رسیدم به محله دار بطیخ دیدم مرد صالحی را كه اسمش آقا حسن بود و ملقب بود به  تاج  پس چون رسیدم به او سلام كردم بر او. گفت : یا فلان ، كتب وقفیه در نزد من اسـت ، هـر طـلبـه ای كـه مـی گـیـرد از آن عـمـل نـمـی كـنـد بـه شـروط وقـف و تـو عـمـل می كنی به آن بیا و نظر كن به این كتب و هرچه را كه محتاجی به آن بگیر پس با او رفـتـم در كـتـابـخـانه او پس اولی كتابی كه به من داد كتابی بود كه در خواب دیده بـودم ، پـس شـروع كـردم در گریه و ناله و گفتم مرا كفایت می كند و در خاطر ندارم كه خـواب را برای او گفتم یا نه و آمدم در نزد شیخ و شروع كردم در مقابله با نسخه او كه جـد پـدر او نـوشـتـه بـود از شهید و شهید رحمه اللّه نسخه خود را نوشته بود از نسخه عـمـیـدالرؤ ساء و ابن سكون و مقابله كرده بود با نسخه ابن ادریس بدون واسطه یا به یـك واسـطـه و نـسـخـه ای كـه حضرت صاحب الا مر علیه السلام به من عطا فرمود از خط شـهـید نوشته بود و در نهایت موافقت داشت با آن نسخه حتی در نسخه ها كه در حاشیه آن نوشته شده بود و بعد از آنكه فارغ شدم از مقابله شروع كردند مردم در مقابله نزد من و بـه بـركت عطای حضرت حجت علیه السلام گردید  صحیفه كامله  در بلاد مانند آفـتـاب طـالع در هـر خانه و سیما در اصفهان زیرا كه برای اكثر مردم صحیفه های متعدده اسـت و اكـثـر ایـشـان صـلحـا و اهـل دعا شدند و بسیاری از ایشان مستجاب الدعوة و این آثار مـعـجـزه ای است از حضرت صاحب الا مر علیه السلام و آنچه خداوند عطا فرمود به من به سبب صحیفه ، احصای آن را نمی توانیم بكنم .

مـؤ لف [مـحـدث نـوری ] گـوید: كه علامه مجلسی رحمه اللّه در  بحار  صورت اجـازه مـختصری از والد خود از برای  صحیفه كامله  ذكر فرموده و در آنجا گفته كـه مـن روایـت مـی كـنـم صـحـیـفـه كـامـله را كـه مـلقـب اسـت بـه  زبـور آل مـحـمـّد عـلیـهـم السـلام  و  انـجـیـل اهـل بـیـت عـلیـهـم السـلام  و دعـای كامل به اسانید بسیار و طریقهای مختلف یكی از آنها آن است كه من روایت می كنم او را به نـحـو مناوله از مولای ما صاحب الزمان و خلیفة الرحمن علیه السلام در خوابی طولانی الخ .(136)



منابع : 136  نجم الثاقب  ص 590 ـ 593.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 08:54 ق.ظ



اسلایدر